محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2375

تاريخ الطبرى ( فارسي )

نيكو دربارهء اصلاح فيما بين ميشنيدند و ما مىنگريستيم و عثمان را بىگناهى پرهيزكار و درست پيمان مىيافتيم و آنها را بدكاران خيانتكار دروغگو مييافتيم كه جز آنچه مىگفتند ، مىخواستند و چون نيرويشان بيشتر شد به خانهء او ريختند و خون حرام و مال حرام و شهر حرام را بدون دليل و قصاص ، حلال دانستند ، بدانيد كه بر شماست و جز اين روا نيست كه قاتلان عثمان را بگيريد و كتاب خدا عز و جل را روان داريد و اين آيه را خواند : * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً من الْكِتابِ يُدْعَوْنَ إِلى كِتابِ الله لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ [ 1 ] ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ 3 : 23 ) * يعنى : مگر آن كسان را كه از تورات بهره اى يافته‌اند نبينى كه به كتاب خدا خوانده شوند تا ميانشان حكم كند آنگاه گروهى از آنها روى بگردانند و اعراضگران باشند . ياران عثمان بن حنيف دو گروه شدند : گروهى گفتند : « به خدا راست گفت و نكو گفت و به منظور نيك آمده » گروه ديگر گفتند : « به خدا دروغ مىگوييد ، نمىدانيم چه مىگوييد » و به همديگر خاك افكندند و ريگ پرانيدند و گرد و خاك كردند . گويد : و چون عايشه چنين ديد سرازير شد و مردم سمت راست نيز سرازير شدند و در مربد در محل دباغان جاى گرفتند و ياران عثمان به جاى خويش ماندند و با هم سخن داشتند تا از هم جدايى گرفتند : بعضيشان سوى عايشه رفتند و بعضى ديگر با عثمان بر دهانه كوچه بماندند . آنگاه عثمان با همراهان خويش بيامد و بر دهان كوچه مسجد ، سمت راست دباغان با جمع مقابل شدند و دهانهء كوچه را گرفتند . قاسم بن محمد گويد : جارية بن قدامهء سعدى بيامد و گفت : « اى مادر مؤمنان ! كشته شدن عثمان سبكتر از كار تو است كه از خانهء خويش در آمده اى و بر اين شتر

--> [ 1 ] آل عمران 3 آيه 23